مسرّت شماره 1

مسرت اول اینکه چهارمین آلبوم رضا یزدانی عزیز با عنوان ساعت 25 شب به بازار آمد. سه چهار سال بعد از هیس که آلبوم قبلی باشد. از رضا یزدانی بسیار گفته ام که اگر خودم را کنترل کنم و نگویم بهترین، قطعا از بهترین های موزیک راک و پاپ این کشور است با شاهکار بلامنازعش آلبوم پرنده بی پرنده با ترانه های عالی یغما گلرویی که در قله ای دست نیافتنی استوار ایستاده است. او با آن صدا و لحن و وکال حیرت انگیز و سلوهای مبسوط گیتار الکتریک و قطعاتی که تا هم فیها خالدون آدمی رسوخ می کند، باز آلبوم دیگری ساز کرده. خوشحالم که رضا یزدانی همچنان ایستاده و همینجا کارش را پی گرفته با همه ناملایمات و دشواریهای پیش رویش. امیدوارم که از پا نیفتد که او هرچه موفقیت دارد،‌ این که کنسرت هایش شلوغ است، اینکه آلبوم هایش خوب می فروشد و این که صدایش گرمابخش فیلمها و سریالها شده،‌ همه را مدیون این پایداری است که ماند و از سبک شخصی اش عدول نکرد و کاش بماند.

یادم هست بار اول آهنگ معرکهء پرنده بی پرنده اش را وسط سریال طنز بانکی ها شنیدم و مجذوب شدم. بدون اینکه نامش را بدانم و بدانم این اصلا چه آهنگی است. بعدها در حکمِ کیمیایی دیدم و شناختمش و آلبوم پرنده بی پرنده اش شد مونس روزگار ما. شهر دل را هم یافتم، باز چنین شد. هیس آمد، باز هم چنین شد و کاش ساعت 25 شب هم با من چنان کند. تا چندباری آلبوم را نشنوم و با آهنگ ها خو نگیرم درباب کیفیت این آلبوم نظری نمی دهم غیر اینکه در همین بار اول هم آهنگهایی بود که بگیرد ما را. عجالتا کوچه ملی را دریابید!

پی نوشت: مسرت دوم را در پست آینده بجویید! درضمن لینک زیر پرنده بی پرنده لینک دانلود است. بگیرید و بشنوید و حالش را ببرید اگر قبلا نبرده اید (حالش را)!