آخرین شماره 10 کلاسیک

او تنها سهم ما از این جام لعنتی بود، تنها دارایی ما و تنها شماره 10 کلاسیکی که می شد توی این بازیها سراغ گرفت. توی این جام قحطی زده که 10 هایش میان دیگر شماره ها گم بودند او مثل شماره 10های قدیم درخشان و پرجلوه بود، ستاره بود و مثل همه آن ستاره ها دوربین خیلی دوستش داشت. مثل همان هایی که عکسشان روی دیوار نوجوانی ها جا خوش می کرد و اگر من نوجوان بودم حالا حتما عکس دیگو فورلان را قاب می کردم روی سینه دیوارم. مثل تصویر پرشکوه آخرین ضربه آزادش توی لحظات مرگبار آخر بازی باخته که هنرمندانه و مؤمنانه توپ را به چرخش درآورد و از بالای سر آن همه آلمانی تنومند گذر داد به قصد کنج دروازه اما دریغا که تیرک دروازه پذیرای هنرش شد و توپ که برگشت دیگر داور سوت پایان را کشیده بود! تنها چند سانتی متر و چند لحظه تا معجزه و تا کفش طلای آقای گلی راه مانده بود و او بازماند. تماشای آن حیرت و آن دریغ در چشمان آن مرد شاید زیباترین تصویر این جام بود. مثل همه شماره 10 هایی که در اوج دورانشان و در آخرین لحظه و در مرز افتخار همه چیز را از دست دادند اما جاودانه شدند. مثل روبرتو باجو که آن پنالتی سرنوشت را در فینال جام 94 از دست داد، مثل زیدان که در فینال جام 2006 آنگونه تلخ جام و فوتبال را ترک گفت و مثل اشکهای ال دیگو در جام 90.
اروگوئه با رهبری او خوب پیش تاخت. محور تیمش بود در هجوم و تا آخرین لحظه جانانه می جنگید. منتظر موقعیت نمی ماند که خود موقعیت خلق می کرد، گل می ساخت و نمی ترسید که از هر جا و در هر لحظه ای دروازه حریف را هدف بگیرد و زیبا و خیره کننده گل می زد. ایمان داشت که از جایی می شود دروازه حریف را تسخیر کرد حتی از نقطه کرنر که اگر گل می شد چه تحقیری بود برای آلمان و برای همه آن گلزنانی که رکوردهای گلزنی را با گلهای دروازه خالی فتح می کنند نه با ایمانشان!
شهادت می دهم که او، دیگو فورلان، دیگوی دوم این جام و تنها اسطورهء این جامِ اندوه بود و شاید او آخرین بازمانده این نسل دایناسورهای منقرض باشد. اگر زودتر می شناختمش تماشای ثانیه ای از بازی و حضورش را هم از دست نمی دادم. بعید نیست که او آخرین شماره 10 کلاسیک همه تاریخ جام جهانی باشد میان این همه تحسینی که این روزها نثار تاکتیک و تیکی تاکا می شود و دارند جلوهء حضور انسان را در میدان محو می کنند.
آقای فورلان عزیز! افتخار در شکوه بازی و در شخصیت توست و نه در نتیجهء تیم. تو آبروی جام 2010 هستی پس باقی بمان!

15 دیدگاه در “آخرین شماره 10 کلاسیک”

    1. چشمانت زیبا می خوانند. البته من وقتی احساساتی شوم خیلی ملاحاظه نمی کنم و احساسم را همانجور که هست مینویسم حتی اگر هندی از کار درآید.

    1. هنر همیشه جای خودشو داره هر چقدر هم که نون نباشه توش. هرچند خیلی فوتبالی نیستم اما همیشه جام جهانی رو دنبال کردم از جام 90 تا حالا و این پدیده رو خیلی دوست دارم بس که به سینما نزدیکه.
      در ضمن خوش اومدی به اینجا لی4!

    1. تیم ملی خودمون هم الان مثل اکثر تیمای این جام دیگه ستاره ای نداره که بشه به عشقش بازیشو نگاه کرد. بحرانی فتاده در فوتبال دنیا!
      از هنر دور نشدیم که بازگردیم. خواهم نوشت.

  1. تو هم با این قالبات!!!
    نظر این پست رو تو پایینی ثبت کردم. تو اکثر و بلاگها (از جمله همین بلاگ تا چندی پیش) لینک نظرات پایین پسته.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *