دو دهه همراه با آن مرد آرام


دکتر حسن روحانی از همان اواسط دهه هفتاد که بعنوان نایب رییس مجلس شناختمش نظر مرا به خود جلب کرده بود بعنوان سیاستمداری باسواد، آرام، خوش‌‌ظاهر و میانه‌رو و در عالم نوجوانی روی این مرد حساب کرده‌بودم برای آینده مملکت. چنانکه وقتی نامش را بعنوان کاندیدای احتمالی انتخابات ۷۶ دیدم که قرار است با ناطق آن دوران رقابت کند، خشنود هم شدم چون ظاهرش آدم را مجاب می‌کرد که سیاستمداری معتدل‌است. البته آن سال زمزمه‌ای قوی‌تر زمزمه ورود روحانی را که کمتر مشهور بود محو کرد و آن ورود خاتمی به انتخابات بود. مردی که سعه صدرش در دوران وزارت ارشادش خاطرات خوشی برای اهل هنر ساخته بود و تصورش بعنوان رییس جمهور آن هم در دوران خفقان وزارت ارشاد میرسلیم یک رویای خلسه‌آور بود که در کمال شگفتی در حماسه دوم خرداد محقق شد. همزمان حواسم بود که حسن روحانی در موج حمایت مسوولان وقت از جناب ناطق ورود نکرد و بی‌طرف ماند و بعد از پیروزی خاتمی خیلی زود و گرم تبریک گفت به سیدخندان و خاتمی هم این مرد آرام را کنار خود در شورای عالی امنیت ملی حفظ کرد. همچنان حواسم به روحانی بود و فهمیدم او از اعضای هیئت مرکزی جامعه روحانیت مبارز است جایی که ناطق نوری و خیلی روحانیون مطرح جناح راست هم عضوش نبودند! بعدها معدود سخنرانی‌هایش در حرم حضرت امام و کوی دانشگاه را همان‌ سالها شنیدم و از قضا برایم جذاب‌تر شد کاراکتر پیچیده این مرد امنیتی آرام. بیانیه هسته‌ای سعدآباد و حضور روحانی بعنوان یک دیپلمات آرام و موفق آخرین خاطره‌ام از او بود پیش از گوشه‌نشینی هشت‌ساله‌اش در دوران احمدی‌نژاد تا اینکه در ثبت نام انتخابات ۹۲ دوباره دیدمش با محاسنی بس سپیدتر از آن سال‌ها. آمده‌بود رییس‌جمهور ایران شود و از همان لحظه می‌دانستم که انتخابم او است و هرگز تردید هم نکردم و مدام لحظه‌ای که روی برگه رای‌م ‌می‌نویسم حسن روحانی را تصور می‌کردم و تنها تردیدم این بود که روی برگه به سبک رای‌های پدرم بنویسم جناب آقای حسن روحانی یا بنویسم دکتر حسن روحانی یا همینطور صمیمانه حسن روحانی! انگار تحقق یک رویای هفده‌ساله بود برایم و نمی‌خواستم با چیز دیگری عوضش کنم حتی با آمدن مرحوم هاشمی به رقابت‌ها یا با حضور اصلاح‌طلبانه‌تر دکتر عارف. آخر نگاهم به این مرد چیزی توضیح دادنی نبود از آن موارد که آدم می‌گوید از این آدم خوشم می‌آید، یک حس شهودی بود که از زمانی که دیدمش با آنکه شناخت کمی از او داشتم می‌گفتم این مرد اصل جنس‌است و لیاقت دارد روزگاری بسیار مهم شود و در مناظره‌های آن سال دیگر همه جدی‌گرفتندش و موجی برخواست و ناگهان دیدم رویایم تعبیر شد و حسن روحانی رییس‌جمهور ایران شد. حالا چهار سال گذشته و هنوز هم که نگاهش می‌کنم دلم قرص‌است که رویای من بی‌معنا نبوده. او شمایل یک سیاستمدار کامل ایرانی‌است، مردی که هر کجا که حاضر می‌شود حضوری آرام، مقتدر و البته چشمگیر دارد، نگاه و کلام و لبخندش نافذ است و هیمنه‌اش شکوه روحانیت پیشروی شیعه را دارد. حالا حتی مخالفانش شهادت می‌دهند که او برای این جایگاه مناسب‌ترین ‌است و خب همین زیادی مناسب‌بودن ا‌ست که مایه حسادت و خشم می‌شود. توی این چهارسال علاوه بر آن شهود بصری نوجوانانه، شناخت کافی از این مرد آرام و عملکرد سیاسی‌اش کسب‌کرده‌ام و حالا از قبل هم مطمئن‌ترم که رایم برای اوست حالا که دخترکم هم هست و می‌دانم دوران حسن‌ روحانی داستانی‌است که با غرور روزگاری برایش تعریف خواهم کرد. البته همچنان بلاتکلیفم که قبل از نامش توی برگه رای، جناب آقا بنویسم یا دکتر یا هیچی همینطور خودمانی بنویسم حسن روحانی!؟

#تا۱۴۰۰باروحانی

#ماتکرارمیکنیم

@gidoraa

2 دیدگاه برای «دو دهه همراه با آن مرد آرام»

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *