دریغ فوتبالی

حسودی‌ام شد. کاش این معجزه بارسا در دوران فوتبال‌بینی من رخ می‌داد یا کاش من هنوز فوتبال‌بین بودم. خوش به حال فوتبال‌بین‌ها، حالشان را می‌خرم. در روزگار فوتبال‌بینی‌ام تنها شاهد دو معجزه بودم. اولی حماسه ملبورن بود و صعود رویایی ایران از دل آن جهنم. دومی هم یک فینال جام قهرمانان اروپا بین منچستر و بایرن بود که تا دقیقه نود بایرن با تک‌گلش قهرمانش بود اما تا دقیقه نود و دو، منچستر زیبای آن سالها، دو گل پیاپی زد‌ه بود تا بدرود کاپیتان اشمایکل بزرگ، قهرمانانه رقم بخورد. بعد از آن دو معجزه که اتفاقا یک سال هم بیشتر فاصله بینشان نبود، دیگر هرچه منتظر شدم معجزه‌ دیگری رخ نداد که نداد و این دوی ما هم هرگز سه نشد و پرونده فوتبال‌بینی من نومیدانه و با همان دو معجزه شاید برای همیشه بسته شد. دریغ و حیف…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *