دیگه نوبت توئه خسته شی دنیا بشکنی*

اصلا منطق دنیا بر مبنای ضدحال بنا شده انگار. این دنیا وقتی یه جوری حالتو می‌گیره، ضربه بهت می‌زنه یا زخمیت می‌کنه، میگه اسمشو بذار تجربه ولی عمرا تا پایان عمرت تو موقعیت مشابه قرارت بده که از اون تجربه گران‌سنگ که اندوختی بهره بجویی و برنده موقعیت بشی. یا نمی‌کنه افراد ضد‌حال زننده یه بار کارشون بهت گیر کنه که اقلا بشه یه قلمبه‌ای، یه نشون به اون نشونی، چیزی بارشون کنی. هیچی دیگه تا آخر عمر می‌مونه رو دلت و احساس بازندگی و بی‌عرضگی دمی دور نمیشه ازت.
همین دنیا منتظره تو یه برنامه یا کاری که تصمیم گرفتی در آینده انجام بدی رو اعلام کنی و آنونس بدی برای ملت. اون‌وقت این دنیای محترم همه کاراشو میذاره کنار، فول‌تایم میاد تو کار تو که هیچ رقم نذاره اون کاری که تو پز انجام قریب‌الوقوعشو دادی به سرمنزل مقصود برسه، یعنی عمرا بذاره روسفید بشی پیش چشم خلق! یه مورد هم از قلم نمی‌ندازه تا بتدریج کل اندک اعتبارتو جلوی غریبه و آشنا صفر کنه و قشنگ خیالش راحت بشه. به جایی می‌رسی که دیگه خودت به خودت هم وعده و قول ندی حتی! دیگه خودت هم از خودت بی‌حساب می‌شی، اینجاشه که نافرم درد میاره.
خلاصه دنیا حریف قدریه و خیلی مصمم و مُصره که نذاره توی قلمروش تو درخشش و عرضه اندامی‌ داشته باشی و همه تلاشش رو هم می‌کنه، حالا به شیوه ضدحال‌زنی یا بی‌اعتبار کردن آدم یا هر شیوه دیگه. البته ناگفته نمونه که بعضیا یه وقتایی تونستن این حریف قدرو زمین بزنن. لذا انگار همیشه باید تو شرایط مسابقه باشی، هشیار و شیش‌دونگ! چون یه لحظه غفلت میشه یه عمر حسرت و حرص و جوش و سرکوفت به خودزنی. ولی خوبه دنیا هم اونقدر فیر‌پلی و ملاحظه حالیش بشه که وقتی تو فاز مبارزه نیستیم و دلمون گرفته نیاد بی‌هوا یکی بخوابونه تو گوشمون. دنیای محترم! همیشه بردی و هنوز عطش بردن داری؟ نوش جانت، اقلا بکوش که تمیز بازی کنی و تمیز برنده شی! برای حیثیت نداشته خودت بهتره، والا!

*ترجیع‌بندی از ترانه کفش آهنی
از آلبوم همین رضا صادقی:
دیگه نوبت توئه خسته شی دنیا بشکنی
این بار ایستادم تا آخرش با کفش آهنی
بات می‌جنگم تا نگی ترسیده بود پیاده شد
بس که پشت پا زدی گذشتن از تو ساده شد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *