ایده های کهنه اما تازه

یک هفته بیشتر نمانده به انتشار ایده های کهنه*، جدیدترین آلبوم لئونارد کوهن* بزرگ و این برای من و خیلی ها که او را خوب می شناسند خبری است بی نهایت خوش. هیجان زده ام درست مثل همان شب ده سال پیش (ده سال گذشته یعنی؟) که در خوابگاه برادرم مثلا به تکمیل پایان نامه اش کمک می کردم و او از کامپیوترش با ویندوز98 و وینَمپ آهنگ فوق العاده زمان پایانِ* کوهن را پخش کرد و برق از سرم پراند و این اولین ملاقات من با صدای بی نظیر و موسیقی خاص استاد بود. از آن نقطه شروع شد و همه این سالها کارنامه این استاد گزیده کار را از جوانی تا سالخورگی اش دنبال کردم و مونسم بوده در حدی که قسم یاد کنم به اسمش. او شاعری است که نمی شود از مرور اشعار و ترانه هایش گذشت و خواننده ای است که نمی شود از صدای جادویی اش گذشت. اشعاری پر از رومانس و حکمت و گاه خشم و هجو و پوزخند که اغلب مکالمه با معشوقی اثیری است. هشت سال از آخرین آلبومش می گذشت و کم کم  داشتیم می پذیرفتیم که پیرمرد در نیمه دوم دهه هشتم زندگی اش دیگر شاید قرار نیست اثر دیگری برای ما بسازد که این خبر از سایت رسمی کوهن برخواست و قطعه زیبای نشانم بده کجا* از آلبوم تازه پخش شد که باز برق از سرم پرید که استاد هدیه دیگری برای ما دارد. اینک همان کوهن قدیمی که می شناختیم و منتظرش بودیم سرحال و ویرانگر باز سراغم آمده. کمی بعد قطعه شاهکار ظلمت* هم منتشر شد و باز مشتاق تر شدیم که انگار این ایده های کهنه اصلا خود جنس است و قرار است پودر شویم انگار! یک هفته مانده و دوست داشتم این مناسبت را گرامی بدارم و بگویم وسط این غرغرها اخبار خوشی هم برایم هست که مثل یک کودک سرشار از هیجان و وجد و سرور شوم.
ترانه نشانم بده کجا را برادرم محمد (همان برادری که کوهن را به من شناساند که موسیقی را برایم تغییر داد) ترجمه کرده است که اینجا می آورم. متن انگلیسی ترانه ها با توجه به ثبت سماعی آنها و عدم انتشار متن رسمی دقیق نیست و لذا ترجمه هم مشمول مساله احتمالی بودن برخی عبارات است. این مشکل درباره قطعه ظلمت بیشتر هم هست. خوشحال می شوم اگر کسی بتواند آن را سماعی یا بر اساس متون سماعی احتمالی ترانه ترجمه کند.

ترانه نشانم بده کجا
اثر لئونارد کوهن

نشانم بده كجا، خواهي اين غلامت رود
نشانم بده كجا، از ياد برده‌ام كه نمي دانم
نشانم بده كجا، سر خم مي كنم
نشانم بده كجا، خواهي اين غلامت رود

نشانم بده كجا، دستي رسان تا سنگ از راه دور نهيم
نشانم بده كجا، نتوانم اين به تنهايي
نشانم بده كجا، کلام مردي شد
نشانم بده كجا، رنج آغاز شد

بلايايي گذشت و آنچه توانستم اندوختم
بارقه اي از نور، ذره‌اي دور
پابندهايي بود تا بهر عزيمت شتاب كنم
پابندهايي بود تا چون غلامی دوستت بدارم

نشانم بده كجا، خواهي اين غلامت رود
نشانم بده كجا، از ياد برده‌ام كه نمي دانم
نشانم بده كجا، سر خم مي كنم
نشانم بده كجا، خواهي اين غلامت رود

نشانم بده کجا
نشانم بده کجا
نشانم بده کجا

لینک دانلود  این دو قطعه موسیقی:

نشانم بده کجا (picofile)
ظلمت (4shared) 

 

*Old Ideas, Leonard Cohen,  Closing Time,  Show Me The Place,  The Darkness

 

14 دیدگاه در “ایده های کهنه اما تازه”

    1. آشناييها همينجور ساده و سرراست رخ ميدن و حالا سخت به حضور شما نيازمندم براي ترجمه ديگر ترانه هاي اين آلبوم. البته شايد نياز باشه ترانه هاي قبلي استاد رو هم مطالعه كنيد كه خودش ميشه يك باب تازه. آشنايي با يك شاعر ديگه. حالا حالاها كار دارم باهات.

    1. نه دقيقا همون حس ولي نكته اينجاست كه ما ترانه به زبان مادري هم كه مي شنويم در بارهاي اول به متن توجه نداريم و موسيقي رو فقط دنبال مي كنيم و بعدا اگه موسيقي رو پسنديديم ميريم به متن ترانه هم توجه مي كنيم. در موسيقي خارجي زبان هم همينه اگه آهنگو پسنديدي بعد ميتوني بري سراغ متن و ترجمه و … وگرنه همون موسيقي بسنده است.

  1. از آنجایی که ما پایمان و ذهنمان را از این مرز ها بیرون نگذاشته ایم و نه خواننده خ ا ر ج ی می شناسیم و نه هیچ چیز خ ا ر ج ی دیگر.
    فقط این را می دانم که هیچ علاقه ای به اشعار خ ا ر ج ی ندارم و به نظرم علاقه ای هم پیدا نخواهم کرد
    مگر این یکی به قول شما “جادویی” باشد و یک نقطه ی نورانی در “قلب” ما بگنجاند !
    که بعید می دانم…
    اما احساس شادی ات را از انتشار کنسرت جدید در میان این همه اخبار سکه ی 1 میلیونی و دلار 2500 تومانی , اندکی درک می کنم
    کاش ما هم دل خوشی داشتیم…
    هر چند از اخبار فوق هم ما را غمی نیست…
    به هر حال “این نیز بگذرد”

    1. تا اونجا كه من مطلعم شما هم پا و هم ذهنتون رو از اين مرزها بيرون گذاشتين، اما اينكه خواننده خارجي ميشناسي يا نه رو نمي دونم در چه حد 🙂
      ولي به هر حال آدميزاد اگه مجال داشته باشه در عالم موسيقي به هر جايي سرك ميكشه و اين براي شما هم ناگزيره.
      ما هم خيلي كاري به ارز و سكه نداريم فعلن ولي يحتمل بطور غير مستقيم آثارش را حس كنيم به زودي.
      اين نيز بگذرد يعني همه چيز بگذرد خيالي نيست.

  2. سخت می گیری داداش. ما همینم قبول داریم. دم داداشتم گرم. لینک که فیلتره. یه کاری کن من آرشیو می زنم تو کوهن 🙂

  3. واقعا بند بند وجودم منتظر این آلبومه…
    شنیدم کتابهاشونو هم ترجمه کردن تو ایران

    البته ترجمه شعرهای ایشون خودش رسالتیه ک مسلما شما واقفین بهش 🙂

    به شخصه 150 تا از شعر های ایشونو حفظم و ترجمه هم کردم (ب حد سواد خودم) اما باز هم در خدمتیم اگ کمک بخواین

    1. سلام دوست عزیز
      خیلی خوش اومدی و خیلی خوشحالم که این پست واسطه آشنایی من با شما شد.
      خیلی دوست دارم حرکتی کنیم در زمینه ترجمه آثارش باعث افتخارمه اگه اجازه بدی ترجمه هاتو بخونم. چرا که فکر می کنم ترجمه هایی که تا به حال صورت گرفته با روح اشعار کوهن فاصله داره.مثلا اینکه لحن کوهن درسته که در اشعارش محاوره ایه اغلب اما ترجمه محاوره ایش به فارسی شدیدا معنیشو پرت میکنه و به نظرم باید ادیبانه تر برخورد کنیم با این متون.
      در ضمن امروز آلبومو گرفتم و دارم گوش می کنم اصل جنسه. مثل روزهای اوج گرچه استاد همیشه در اوج بوده.
      منتظرت هستم مخلصم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *