این وعدهء دریایی

پدرم با صلابت خاصی می‌فرماید:‌ «ماهی اگر پیغمبر هم باشد باز هم چنگی به دل نمی‌زند!» راستش را بخواهید من هم درباره غذاهای دریایی کمابیش همینجوری فکر میکنم و چندان خوشبین نیستم به این جانوران. کافی است چند باری به مذاقت خوش بیاید و اعتمادت جلب شود تا ماهی در همان وعده بعدی کارت را بسازد که بگذریم از توصیف این نامردی که ماجرایش همچنان ادامه دارد و انگار تمامی هم ندارد لاکردار.

عید قربان که معین شد بعنوان روز مهمان و روز غذای دریایی، شب قبلش از آنچه نیاز بود، بهترینش ابتیاع شد به بهای گزاف و به امید موفقیت. خانم خانه هم دست بکار شد برای کارستانی و ضیافتی آنچنانی. من هم با نگرانی دنبال می‌کردم ماجرا را و گاه همراهی می‌کردم در این مراحل حساس. نتیجه شد چیزی در مایه آنچه در این تصویر مشاهده می‌شود و البته که نتیجه بسی بهتر بود چرا که این عکس سرشار از نابلدی بنده در هنر و فن عکاسی است، در حدی که خودم را هم انداخته‌ام در قاشق و عذرخواه جمیع رفقای عکاسم. البته علاوه کنید عجله و دستپاچگی را که هی می‌گویند بدو زود عکست را بگیر که غذا سرد شد و از دهان شد و مهمانان منتظرند و آبرو رفت و الخ.


دست مریزاد! ناهار دریایی به یاد ماندنی و لذیذی شد و این بار رضایتم جلب شد و لبخند بر لب من و همه اهالی سفره نشست. پس فعلا با ماهی و آبزیان آشتی هستم شاید تا نامردی بعدی یک ماهی بی‌وجود دیگر که امیدوارم به این زودیها پیش نیاید.

این وعدهء دریایی شامل ماهی سالمون در دو سبک کبابی و اسپایسیِ سرخ‌شده و میگوی کبابیِ طعم دار شده با سیر و جعفری و میگوی اسپایسی (که در کادر نیست) به همراه خوراک چینی سبزیجات و صد البته پلو و ته‌دیگ سیب‌زمینی. توضیحات دقیق‌ترش را من دیگر بلد نیستم و باید بروم از خانم خانه بپرسم اما عجالتا دلشادم از این ضیافت رنگین و زیبا.

10 دیدگاه در “این وعدهء دریایی”

  1. یه قسمت اون بالا سمت راست تصویر قبل از گرفتن عکس خورده شده
    احتمالا عکاس طاقت نداشته صبر کنه بعد دکمه شاترو بزنه

    1. نخیرم خورده نشده. اون قسمت جای اولیه ته دیگها بود که دقیقه نود یه تغییر چیدمان داشتیم اومد کنار برنجا. البته من سر دیگ زیاد ناخنک زدم ولی از بشقابا نه جرات نداشتم 🙂

  2. دلم برای این پست و خانوم خونه خیلی سوخت این همه زحمت بکشی و این همه غذای خوشمزه فراهم کنی بعد فقط ی نظر … کار دنیاست دیگه هیچ وقت برای ما خانم ها جایی به حد و اندازه ما نبوده … حالا اگه یپستی بود راجب غر زدنهای مردانه شرط میبندم بالای 20تا کامنت داشت … در عجب ام از خانوم های خواننده این وبلاگ و البته خودم بیشتر که حواسم نبود …

    خانوم خونه دستت درد نکنه و خسته نباشی

  3. @عطر زندگی
    با سلام
    باید به عرض برسونم که عامل دیگری هم بوده که موثر افتاده. امروز کشف شد که کامنتهای این پست بعد آن دو پست به طرز مرموزی مسدود شده که به نظر میرسه دسیسه دشمنان و بدخواهان باشه که با پیگیری متخصصان امر این مشکل اکنون مرتفع شده است و عرصه برای پذیرایی مهیاست.
    با تشکر

  4. علت همان مسدود شدن و عدم دسترسی به نویسنده بود که بگوییم چرا بستیدش وگرنه ما جز اولی ها بودیم به خدا.
    خوشگل بود و خوشبو باور کنید عطرش اینجا هم آمد خوش به حال مهموناتون چه با کولاس :دی
    خانوم خونه دست گلش درد نکنه و البت جیب آقای خونه
    آقای خونه با نصف این هم می توانید بدهی های خودتان را اندر باب شیرینی بدهید

    1. پرونده مسدود شدن کامنتها داره بررسی می‌شه و به زودی خاطیان معرفی می‌شن.
      به سهم خودم از اون بخش جیب آقای خانه تشکر می‌کنم ولی بقیه الطاف و عنایات شما به این غذا رو خانم خانه باید جواب بده 🙂

  5. هوای خانوما رو باید داشته باشیم دیگه وگرنه اقایون کل دنیا رو تصرف میکنن

    در ضمن لازم به توجیه نیست حالا چرا باید دقیقا سر این پست بلا سر کامنتدونی بیاد والااااااا

    1. یکی باید به حقوق از دست رفته مردان و مظلومیت ایشان بپردازه. تصرف کل دنیا؟!؟!؟
      در ضمن عرض کردم اون مساله مشکوک در حال بررسیه.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *